الشيخ عزيز الله عطاردي (مترجم: عطائى)
456
مسند الإمام المجتبى (ع) (مسند امام مجتبى ع) (فارسى)
27 - و نيز مىگويد : حسنبن على ، پس از عامالجماعه ( سالى كه صلح اتفاق افتاد ) بر معاويه وارد شد ، معاويه به وى گفت : به خدا سوگند به تو پاداشى خواهم داد كه پيش از تو به كسى ندادهام و پس از تو هم به كسى نخواهم داد ، پس دستور داد صدهزار درهم به او بدهند ! « 1 » 28 - همو مىگويد : حسنبن على درحالى بر معاويه وارد شد كه ابنزبير و ابوسعيدبن عقيلبن ابىطالب نيز نزد او بودند ، همين كه حسن عليه السلام نشست ، معاويه پرسيد : يا ابامحمد ! على بزرگتر بود يا زبير ؟ فرمود : « عمر آنها بسيار نزديك بههم بود ولى على بزرگتر بود ، خدا على را بيامرزد ! » پسر زبير هم گفت : و خدا زبير را بيامرزد ! حسن عليه السلام لبخندى زد ! ابوسعيدبن عقيلبن ابىطالب گفت : على و زبير را واگذار ! كه على به امرى فراخواند و آن را پى گرفت و در رأس آن امر بود ولى زبير به امرى فراخواند كه در رأس آن يك زن بود و چون دو گروه همرا ديدند و دو جمعيت بههم برخوردند ، زبير به عقب برگشت و پيش از آن كه حق پيروز شود و آن را بپذيرد و يا باطل شكست بخورد و آن را ترك كند ، او شكست خورده پشت به ميدان جنگ كرد ، پس مردى كه اگر به بعضى از اعضاى او مقايسه شود كوچكتر از آن بود ، او را ديد پسگردنش را زد و لباسش را ربود و سرش را آورد ، و اما على
--> ( 1 ) - عقدالفريد : 2 / 67 .